تبليغاتX
اندلس - یه عالمه گلِ قشنگ
 

در گیر و دارِ رفت و آمدِ روزگار،درگیرِ ناز و اطوار و سر به هواییِ دکترِ بی رحم و مروت نیفتی که چند روزی است افتاده ایم

 و داروی بی هوا و بی ربط داده است

 و خیلی راحت با جانِ مادرمان بازی کرده است و حالا که فهمیده چه کرده، سه چهارروزی است خودش را نشان نمی دهد.

    شکر خدا که به خیر گذشت،هنوز البته آی سی یو و ... ولی خدا را شکر.

ما هم راه دوریم، هر چه زنگ می زنیم که چه خبر، همه فیلم بازی می کنند و دروغ می گویند که همه چیز ردیف است و ملالی نیست،که مثلاً ما نگران نشویم، نگو دروغگوهای ناشی، همه از صدای لرزانشان پیداست که دلهای آنجا خوش نیست، از همین مشکوک بودنِ اوضاع وحشت می کنیم و التماس باید بکنیم راستش را بگویند،غریبه تر ها مگر دلِ بی رحم تری داشته باشند و رحمی کنند و راستش را بگویند، اوضاعی است خلاصه...

   غریب نشوی الهی و مریض نشوی به حق این شب جمعه، دروغ نگو که آخرش رسوایی است، گناه نکن که هرچه بر سرت آید گمان می کنی از گناه توست، گو اینکه همین هم باشد، با خدا دوست باش که دمِ دست است، گوشه ای بنشین شب و با خدای خود انداز کار و دل خوش دار، سحر از آسمان گل می ریزد، گل های یاس و رُز و محمّدی، گل های لاله عبّاسی،

 سبد سبد، یه عبّاسی.  

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:2  توسط دیرا  |